هفته شهر کتاب !

میخوام از همه ی اتفاقات بد ِ این هفته که تا الان به عنوان استرس آورترین و بدترین اتفاقات ِ نود و چهار ثبت شدن بگذرم

این هفته شهر کتاب ِ اینجا بیست درصد تخفیف زده بود و ما هم که چند وقتی میشد از خونه بیرون نرفته بودیم و از یه طرف خیلی وقت بود کتاب فروشی نرفته بودیم و از یه طرف دیگه عکسای ژیگول ژیگول ِ کتابای ِ دوستایی که رفته بودن نمایشگاه کتاب تهران و ما نتوانسته بودیم برویم دل ما را سوزانده بود پا شدیم دوبار رفتیم همین شهر کتاب خودمون یه دلی از عزا در اوردیم نیشخند

یک بار با پدر جان رفتیم و یک ساعت و نیم خودمون رو تو دنیای کتابا غرق کردیم و یه بار دیگه هم با دوست جانها رفتیم و یه یک ساعت ، یک ساعت و نیم دیگه با کتابا هم سو شدیم مژهقلب

دفعه اول سه تا کتاب چپی و دفعه دوم اون راستی ها رو خریدیم و اینگونه بود که شیش تا کتاب اسمشون از لیست "کتابهایی که باید خریده شوند"  تیک ِ خریده شدن خوردن از خود راضی

-سمفونی مردگان _عباس معروفی 

-پرنده من _فریبا وفی

-روی ماه خداوند را ببوس_مصطفی مستور

-مارک و پلو (جلد یک)_سفرنامه منصور ضابطیان

-مارک دو پلو (جلد دو)_سفرنامه منصور ضابطیان

-عاشقانه_فریبا کلهر

 

پی نوشت یکـ : آقا آخه مردم چرا ملاحظه نمیکنن بابا به خدا ما هنوز نصف امتحانامون مونده ناراحت اونوقت این سه روز تعطیلی که فرجه امتحان فیزیک هم هست داره برامون مهمون میاد که تازه مشخص هم نیست تا کی میخوان بمونن افسوس

قدمتون رو چشم ولی خب فداتون بشم یه دو هفته دیگه میومدین چی میشد افسوس 

 

پی نوشت دو : عیدتون مبارک قلب

پی نوشت سهـ : این صدمین پست وبلاگمان است قلب

/ 12 نظر / 31 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ح.ق

مبارررررک باشههههه[هورا] ایشالا نمایشگاه سال بعد میای تهران با هم میریم نمایشگاه[پلک][مغرور][چشمک]

ندا

دوووم[نیشخند]

ندا

سلاااااااام...عهههه چه خوب که این همه کتاب خریدی[پلک]

ندا

من سمفونی مردگان و روی ماه خداوند را ببوس رو دارم و خیلی دوست میدارم[قلب] مبارکت باشه[گل]

ندا

اوووف از دست این مهمونای بی ملاحظه[اوه]

ندا

عید تو هم مووووبارک دخملی[قلب][ماچ][بغل]

ندا

قرمزش کردم؟[نیشخند]

ندا

خواهر طوفاتی فکرده من کتک زدم قرمز شدی[قهقهه]